| ||||||
|
23 اردیبهشت ( بیستم جمادی الثانی ) ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر بر تمامی مادران عزیز مبارک باد.
بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی که گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها " داده است،یعنی زنی که برای پدرش همچون مادر بود.
زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است که هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می کند؛ زنی که تولدش از دامن خدیجه کبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در کانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تکبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب کوثر به او عطا کرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.
و چه زیبا تولد این بانوی گرانقدر به ابتکار بنیانگذار جمهوری اسلامی– امام خمینی (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت؛"اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی که افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد."
روز مادر و تاریخ روز مادر
روز مادر در کشورهای مسیحی
یک خانم امریکایی به نام آناجارویس (Anna Jarvis ) پس از مرگ مادرش ، در هشتم ماه مه 1905 به این فکر افتاد که از تمامی مادران در زمانی که در قید حیات هستند ، قدردانی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را بر این گذاشت که روزی از سال به مادران اختصاص داده شود. او در آغاز از کشیش منطقه شان خواست که موعظه ای در زمینه نقش مادر در جامعه ایراد کند. سپس نامه هایی به مردان روحانی ، سیاسی و با نفوذ فرستاد . پس از آن با خرید یک آژانس تبلیغاتی ، پیغام خود را با مضمون " اختصاص دادن روزی برای ارج نهادن به مادران ، آنان را جاویدان می سازد " به گوش مردم رساند و سرانجام در سال 1907 روز یکشنبه ، دوم ماه مه – زمان مرگ مادر آنا جارویس – روز مادر نامیده شد.
پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس،با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول،روز مادر به کشورهای اروپایی نیز راه یافت. در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسکاندیناوی رسید. در آلمان برای اولین بار در سال 1922 روز مادر را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیست ها روز مادر در این کشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی که مادر ضامن دوام ِ نژاد آریایی است، روز مادر را جشن می گرفتند.
سمبل روز مادر برای مادری که در قید حیات است یک شاخه میخک قرمز و برای مادری که از دنیا رفته ، یک شاخه میخک سفید است.آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را در روز مادر رواج داد.
آنا جارویس،بانی روز مادر در کل جهان مسیحیت – زنی که خود هیچ گاه مادر نشد- در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا بدرود حیات گفت. جالب است بدانید که تمام هزینه های نگهداری و اقامت او در خانه سالمندان را تاجران گل – افرادی که بیشترین سود را از روز مادر می بردند- متقبل شدند.
روز مادر در میان ملل دیگر
فرزندانی که نمی توانند در روز مادر در کنار مادر خود باشند، اغلب با یک تلفن،ارسال کارت، فرستادن گل یا هدیه،عشق و محبت خود را در روز مادر ابراز می کنند؛ و افرادی که در این روز لذت بودن در کنار مادر را تجربه می کنند، با کمک در انجام کارهای خانه ، تهیه غذایی ویژه و گذراندن روز خود با مادرشان از محبت های او در روز مادر قدردانی می کنند.
کشورهایی چون ترکیه ، دانمارک ، فنلاند ، ایتالیا ، استرالیا و بلژیک روز مادر را در دومین یکشنبه ماه مه جشن می گیرند.در نروژ دومین یکشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یکشنبه ماه مه ، روز مادر، جشن گرفته می شود. مردم فرانسه روز مادر را همچون جشن تولد برگزار می کنند. تمام خانواده دور هم جمع می شوند و با یک وعده غذای ویژه و کیک ، روز مادر را جشن می گیرند. بعضی از کشورها روز مادر را در فصل بهار برگزار می کنند.
در لبنان در اولین روز بهار و در ژاپن دومین یکشنبه ماه مه با برگزاری نمایشگاه نقاشی از مادران تجلیل می شود. کودکان شش تا چهارده سال با کشیدن نقاشی درباره مادرانشان از آنها در روز مادر قدردانی می کنند.هر چهار سال یک بار نیز نقاشی های برگزیده در نمایشگاهی به نام " مادر من" به نمایش گذاشته می شود.
تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر می گردد. 25 سال قبل از ظهور عیسی مسیح (ع) ، الهه های یونانی وجود داشتند که برای آنها نوعی جشن مادر برگزار می شد.
مردم هنگ کنگ ، پاکستان ، قطر ، عربستان سعودی و امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می گیرند. مردم این کشورها که عموماً مسلمان اند،در روز مادر به دیدن مادران خود می روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل، کیک، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی می کنند.
در آرژانتین و هندوستان مراسم روز مادر در ماه اکتبر برگزار می شود. مردم آرژانتین در دومین یکشنبه این ماه از مادران قدردانی می کنند؛ اما هندوها ده روز را برای روز مادر جشن می گیرند. این فستیوال بر اساس نام دورگا پوجا (Durga Puja) –زن و مادر قدیسه هندو – " دورگا " نامگذاری شده است. بنا بر افسانه ای ، این مادر الهی ده دست دارد و در هر دست اسلحه ای برای از بین بردن اهریمن ( شیطان ).
روز مادر و تاریخ روز مادر
در پرتقال و اسپانیا روز مادر ارتباط نزدیکی با کلیسا دارد. در هشتم دسامبر، این مردم نه تنها از مادران قدردانی می کنند ، بلکه مراسم شکر گذاری برای مریم مقدس،مادر حضرت عیسی (ع) را نیز به جا می آورند.
عده ای از مردم یوگسلاوی سابق هم در ماه دسامبر یک روز را به نام " ماتریس " جشن می گرفتند. دو هفته بعد از کریسمس دختران و پسران جوان در سکوت و آرامش کامل دست و پای مادر خود را در حالی که خواب بود، می بستند و مادر زمانی که بیدار می شد با دادن هدایای کوچکی که در زیر بالش خود مخفی کرده بود خود را آزاد می کرد.
اگر چه هر کشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر سمبل و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشکر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آنها ثابت کنیم که چقدر دوستشان داریم..../
وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم.
«مادر عزیزم روزت مبارک»
ارتقای کیفیت اجرای برنامههای درسی
نکتهها و توصیهها
مدیران و معلمان برای کسب موفقیت در ارتقای کیفیت اجرای برنامههای درسی، به دانش و اطلاعاتی گسترده نیاز دارند؛ دانش و اطلاعاتی که از منابع موثق و معتبر قابل حصول باشد. مدارس و کلاسهای درس امروز، بسیار ناهمگنتر و پیچیدهتر از مدارس و کلاسهای گذشتهاند. بهدلیل وجود تفاوتهای فردی و فرهنگی، چهدر جامعهی دانشآموزی و چهدر جامعهی معلمان و کارکنانمدارس، و نیز بهدلیل چندوجهیبودن فرهنگ و محیط مدارس و کلاسها، معلمان و مدیران مدارس بهعنوان رهبران آموزش و سکانداران چرخهی یادگیری، با چالشهای متعدد و متنوع رو به رو هستند.
چگونگی رویا رویی با معضلات و چالشها، بدون شک در کیفیت اجرای برنامههای درسی، بهعنوان مهمترین مؤلفه ی مسئولیتی و کاری مؤثر است. در این دوره از انتشار مجله (دورهی بیست و پنجم) کوشش بر این است که در هر شماره چند نکته یا توصیهی کلیدی ارائه شود که بهطور عام راهگشای ارتقای کیفیت اجرای برنامههای درسی در مدارس و کلاسهای درس باشد؛ نکتههایی که حاوی اصول و بایستهها در جهت تحقق هدفهای برنامههای درسی باشد و در نهایت به کسب درجات بالای کیفیت اجرا در مدارس بینجامد.
میکوشیم نکتهها بیشتر در ارتباط با ماهیت یادگیری و چگونگی یادگیری توسط دانشآموز و فرایند تفکر او بر مبنای یافتههای جدید روانشناسی یادگیری و دانش مدرن فناوری اطلاعات و ارتباطات مطرح شود
میکوشیم نکتهها بیشتر در ارتباط با ماهیت یادگیری و چگونگی یادگیری توسط دانشآموز و فرایند تفکر او بر مبنای یافتههای جدید روانشناسی یادگیری و دانش مدرن فناوری اطلاعات و ارتباطات مطرح شود؛ به نحوی که معلمان و رهبران آموزشی علاقهمند امروزی بتوانند در عمل از آنها استفاده کنند و موجبات رضایتخاطر و موفقیت دانشآموزان را فراهمنمایند.
1. برای کسب موفقیت، همهی دست اندر کاران تحقق هدفهای برنامهها را در برنامهریزی مشارکت دهید.
2. دانشآموزان را در انتخاب راه و روشهای موفقیت آزاد بگذارید و از ابتکارات آنها استقبال کنید.

3. فرصت و امکان مبادلهی افکار و ایدههای نو را برای افراد و گروهها به وجود آورید.
4. از روشهای بارش مغزی یا سیالسازی ذهن بهرهی کافی بگیرید.
5. از سختگیریهای مقرراتی بپرهیزید.
6. از باز خوردهای مثبت و فوری برای افزایش انگیزش استفاده کنید.
7. از واگذاری مسئولیت به افراد و گروهها نهراسید.
8. مدیریت در یادگیری، خودگردانی و خود ارزیابی را ترویج دهید.
9. در مدیریت و راهبری آموزشی، مبتکر و خلاق باشید.
10. شیوههای ارزشیابی را با تنوع روشهای کسب موفقیت دمساز کنید.
جمله ی (همهی کودکان میتوانند یاد بگیرند)، زمانی تحقق پیدا میکند که به عنوان معلم بتوانیم راه درست یاددهی و یادگیری را پیدا کنیم.
1. اگرچه فعالیتهای متعددی در مدرسه و کلاس درس صورت میگیرد، اما اساس فعالیتها، یاددهی و یادگیری است. یاددهی و یادگیری پیوسته باید مرکز توجه باشد و سایر فعالیتها به نوعی فرایند یاددهی _ یادگیری را حمایت، تقویت و پشتیبانی کند.
2. سیاستها، رویهها، روشها، ارزشها، اعتقادات و ساختارهای ارتباطی که یک نظام اجتماعی همچون کلاس درس یا مدرسه را به وجود میآورند، در واقع به نوعی معماری اجتماعی تلقی میشوند. اصلاح این چنین معماری، به عبارت دیگر اصلاح سیاستها، روشها و رویهها و ساختارهای ارتباطی، همزمان با اصلاح جریان فعالیتها، احتمال کسب موفقیت کامل در اجرای برنامههای درسی را دو چندان میکند. این اصلاح در هر دو سطح مدرسه و کلاس درس، توسط مدیر و معلم قابل اعمال است.

3. اصلاح ارتباط ها در ابعاد گوناگون، ارتباط میان دانشآموز و معلم، دانشآموز و دانشآموز، معلم و اولیاء، مدیر و معلم، مدیر و اولیاء و ارتباط کارکنان با یکدیگر، از دیگر عوامل مؤثر در کسب موفقیت در اجرای مطلوب برنامههای درسی است. معلمان و راهبران آموزشی بهتر است در همان زمان که به اصلاح و تعدیل و تقویت فعالیتها و معماری اجتماعی مدرسه و کلاس درس میپردازند، به اصلاح و بهبود ارتباطها در ابعاد گوناگون نیز توجه خاص داشته باشند. توصیه این است که محیطی برای یادگیری در مدرسه و کلاس درس به وجود آید تا مشوق برقراری ارتباطات اجتماعی مثبت و مشارکت فعال در فرایند یادگیری باشد.
4. هماهنگی با تنوع تواناییهای دانشآموزان، عاملی دیگر در کسب موفقیت در اجرای برنامههای درسی و ارتقای کیفیت اجراست. این گفته که((همهی کودکان میتوانند یاد بگیرند))، زمانی تحقق پیدا میکند که به عنوان معلم بتوانیم راه درست یاددهی و یادگیری را پیدا کنیم.))
رویکرد جدید در آموزش و یاد دهی این است که به جای ارائهی یک برنامهی درسی یکسان به گروهی نامتجانس و غیر هم توان، شیوهای را برای یاد دهی برگزینیم که برای سازگاری با نیازهای همهی انواع دانشآموزان (ضعیف، متوسط و قوی) قابلیت انعطاف در طراحی را داشته باشد. در کلاسهای نامتجانس، تهیهی طرح درس با توجه و تأکید بر نکات زیر ضروری است:

* علاقهی دانشآموزان در انتخاب مواد و محتوای برنامه لحاظ شود.
* استفاده از منابع و مواد متعدد و گوناگون ممکن و عملی باشد.
* حق انتخاب نوع تکالیف درسی، برای دانشآموزان محفوظ بماند.
* زمان تدریس بر مبنای حوصلهی دانشآموزان منعطف باشد.
* ارزشیابی دانشآموزان با برنامهی یادگیری آنها هماهنگ شود.

رشد هیجانی برای همهی انسانها یک چالش بهشمار میرود. کودک درزمانی کمتر از یک دهه، از حالت درک هیجانی محدود، به فردی تبدیل میشود که از لحاظ هیجانی پیچیده است. با افزایش سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و نیز مطالبات برای تعدیل تظاهرات هیجانی افزایش مییابد.
تعجبآور نیست که بعضی از کودکان درگیر این چالشها میشوند و اختلالات هیجانی را تجربه میکنند. یکی از انواع اختلالات هیجانی اختلال اضطرابی است که میتواند در صورت مزمن شدن موجب بروز مشکلاتی در زندگی بزرگسالی شود (کندال، 2003). اضطراب امتحان یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است که دانشآموزان به آن مبتلا هستند بهطور کلی کمتر کسی است که در طول دوران تحصیل خود حالتهای اضطرابی را تجربه نکرده باشد و یا با آن آشنا نباشد. دانشآموزان کموبیش با این حالتها دست به گریبان هستند جهت آشنایی بیشتر با علائم_ سببشناسی و راهبردهای مقابلهای با آن به این موضوع خواهیم پرداخت.
بهطورکلی بروز اضطراب دارای 3 مؤلفه اصلی است: (مانیس و اولندیک، 2005)
1. مؤلفهی جسمی ( آنچه فرد در بدن خود احساس میکند ) مانند: ضربان سریع قلب، تنگی نفس، گیجی، خشکی دهان، تهوع یا اسهال.
2. مؤلفهی شناختی ( آنچه فرد راجع به آن فکر میکند ) مانند: اگر از عهدهی امتحان برنیایم، اگر سؤالات سخت باشد، اگر سر امتحان حالم بد شود و...
3. مؤلفهی رفتاری ( آنچهکه فرد انجام میدهد ) مانند: نداشتن تمرکز در جلسهی امتحان، عدم توانایی در پاسخ دادن به سؤالات امتحان، ترک جلسهی امتحان.
هریک از این مؤلفهها نقش مهمی در شروع و تداوم دوران اضطراب ایفا میکنند. و دانشآموزان این مؤلفهها را بسته به ماهیت اضطرابشان بهصورت تصادفی تجربه میکنند.
* نداشتن آمادگی کافی برای امتحان

* وجود رقابت درسی زیاد بین دانشآموزان
* سختگیری بیش از حد خانواده
* ترساندن کودک از امتحان بهوسیلهی خانواده و یا اولیاء مدرسه
* بعضی مسایل و مشکلات روانی مثل وسواس
* فشار وارده از دیگران بر دانشآموز یا از فرد به خود
* چگونگی ارزیابی خود
* نحوهی زندگی در گذشته و آینده
* چگونگی روبهرو شدن با شکست یا موفقیت
* تفکر و تصور بدبینانه
* نداشتن نحوهی یادگیری مؤثر و مفید مطالب موردنظر
* روحیهی رقابتی سالم یا ناسالم
* افکار، احساسات، تصورات، نظرات و حالات شخصی دربارهی خود و انتخاب محل تحصیل
* ترس از شکست
* قبول این نظریه که «من آدم لایق و شایستهای نیستم». (علیخانی، 1383)
* صفات مزاجی کودک: کودکانی که مزاج «شورا» دارند یا در «گرمشدنکند هستند» برای ابتلا به حالات اضطرابی مستعدترند.

*رفتار و نگرش پدر و مادر: نگرانی مفرط و درگیر شدن افراطی والدین با کودک، ایجاد اضطراب ووابستگی شدید درکودک کرده و سطح اضطراب را در بسیاری از موقعیتها بالا میبرد (هور، 1996)

استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند .
معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد . معلم شهید رجایی
رهپویان طریق انبیا معلم، ای سرمنشا تحول هر اجتماع روزت هفته وماه وسالت مبارک میمون باد با سفرها ی پراز قوت
دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی ومدرس دانشگاه
بحث: خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون در بین تمامی جوامع بشری، به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی, زیربنای جوامع و منشأ فرهنگها، تمدنها و تاریخ بشر بوده است، پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است. اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت میشمرد و هدایت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا میداند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش و بقاء نسل برمیشمارد. دستیابی به این اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده کردن قوانین مربوط به آن در اسلام است و ضروری است کلیه برنامه ریزیها و سیاستگذاریها در تمام سطوح، حق مدارانه و ملهم از نگرش توحیدی و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد. وخانواده شامل پدرومادرو فرزند یا فرزندان میباشد. مطمئن باشید یک بار و فقط یک بار فرصت زندگی داریم و لا غیر فکر میکنید غیر از این است، پس شرایط وعوامل را بخدمت بگیریم. زمانی دیگر برای حیات یا تغییر و تحول وجود ندارد. باتاسی از امام(ره) که می فرمایند هراصلاحی نقطه اولش خود انسان است. و به عنوان عضوی ازخانواده و جامعه، موارد دوازده گانه زیر برای کسب زندگی سعادتمندانه نیاز به تدبیر، تأمل و عمل صحیح بادقت دارد:
1- شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگرمیخواهید برنامهریزی درستی برای زندگی تان داشته باشید، باید موقعیت و شرایط فعلی زندگی تان رابه طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگیتان برای تغییرکردن، دروضعیت خیلی بدی نیست وخیلی دیرهم نشده است.(تحلیل عینی وضعیت).
2-چیزی راکه خواهان آن هستید، یاموفق به کسب آن میشوید و یا موفق نمیشوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق میشوند. تفاوت آدم موفق و شکست خورده یا وامانده درچیست؟ فرد موفق بعد از هر شکست برمیخیزد اما فرد ناموفق بلند نمیشود و از روزگار درس حرکت نمیآموزد.
3- برای موفق شدن در هرکاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواسته تان را جمعآوری کنید. این اطلاعات و مهارتها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی زندگی با موفقیت و قواعد آن راپیدا کنید.
4 – شما خودبه وجودآورنده تجربه هایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگی تان رابپذیرید. شما نمیتوانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگیتان اینگونه است شانه خالی کنید. هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانهسازی نکنید.(خودکرده راتدبیرخودباید).
نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!
نوجوانی دوره ای است که حیات انفعالی ( عاطفی ) میزان وسیع تری برای عمل می یابد و نوجوان از این حیث آماده بروز عکس العمل های هیجانی و عاطفی شدید است . به زبان ساده تر در این دوره حساسیت ها ، به خود گرفتن ها و زود رنجی ها ، بیش از شخصیت او نمایان تر و مشخص تر جلوه می کند . این حساسیت ها در نوجوانان هیچ گاه خود را در یک محیط محصور نمی نمایند بلکه به راحتی گسترش می یابند . کسب احساس هویت ، کسب استقلال عاطفی و مالی از والدین ، برقراری رابطه اثر بخش با همسالان ، بالغ شدن ، انتخاب یک شغل و آمادگی برای آن ، نوجوان ، در مقایسه با کودکان از نظر جسمانی بالغ تر از نظر توانایی های شناختی ماهرتر و کارکشته تر از نظر شخصیتی کامل تر و منسجم تر و از نظر اجتماعی مهارت های اثر بخش تری دارند . عمده ترین مشکل ، مشکل عدم تفاهم با خانواده است. عدم شناخت خانواده از نیازها و ویژگی های دوران نوجوانی . گسستگی و برخورد در محیط خانواده که متأسفانه اصلی ترین و اولین قربانیان آن فرزندان خانواده هستند.تعارض میان مدرسه و خانواده . غیبت پدر و مادر و مشغله ها ی فراوان والدین که خود زمینه ساز برخی لغزش ها وانحراف ها در نوجوان می شود و اختلاف فرهنگی دو نسل. عدم شناخت خانواده از نیازها و ویژگی های دوره بلوغ باعث می شود که پدر و مادر بدون توجه به این شرایط فقط به مسایل مورد علاقه ی خود توجه نمایند وکمتر فرصتی برای طرح مسایل دخترانشان بیابند . طبیعی است که در خا نواده ای که اصول تربیتی و فرهنگی خاصی حاکم نباشد و خا نواده میدان طرح خود محوریها و خواسته های پدر و مادر باشد ، ضربه ی اصلی به فرزندان خانواده وارد می شود. وزمینه را برای توقعات ناروا و دور از توان نوجوان وسرزنش های مداوم فراهم می نماید .دو گانگی وتعارض میان ارزشهای مطرح شده در مدارس و خانواده ها ، یکی دیگر از علل سرگردانی و تحیر نوجوانان است که خود را به صورت برخورد واصطکاک با مادران نشان می دهد ، زیرا نو جوانان با ورود به عالم نوجوانی وبا توجه به ویژگی های این دوره از قبیل استقلال طلبی ،سعی در بازسازی دنیای دیگری برای خود دارند ، این تعارض گاه خود را به شکل لجبازی نشان می دهد . متاسفانه به این واقعیت تلخ در بسیاری از خانواده ها باید اشاره کرد که تربیت فرزند به عنوان یک اصل مهم مطرح نیست و والدین به همه امور خود به صورت عادی پرداخته و طرح و برنامه مشخصی برای تربیت فرزندانشان با همه اهمیتی که برای آنها قائلند ، ندارند و فقط زمانی که نوجوان با مشکل بزرگی روبرو شده احساس خطر می نمایند و به فکر چاره اندیشی می افتند . حال اگر هر پدر یامادری به این نکته توجه داشته باشد که همان گونه که برای رفاه و آسایش خانواده تلاش می کند و سعی در بهبود زندگی دارد ، برای یافتن شیوه ها و ابزارهای نو برای تربیت فرزندش تلاش نماید ، برای نوجوان مشکل کمتر ی پیش می آید . اصولا" دوران نوجوانی ، دوران عدم ثبات عاطفی و روانی ، دوره هویت یابی و سرگردانی نقش هاست و اگر نوجوانان ، به ویژه دختران که از حساسیت بیشتری برخوردارند ، نتوانند ، در محیط خانواده و مدرسه خود را مطرح کنند و فرصت تجربه خوشایند « موفقیت » را نداشته باشند باید منتظر عواقب سوء این مسئله باشیم . وقتی نوجوانی خود را موجودی بی ارزش و سرخورده بداند در مواجهه با هرامری مضطرب شده و احساس می کند که از عهده هیچ کاری برنمی آید ، این حالت برای سقوط نوجوان به ورطه های هولناک و انحرافات ، بستر بسیار مناسبی است ، در حدیثی از امام هادی (ع) آمده است که می گویند :« من هانت علیه نفسه فلاتامن شره » کسی که برای خود شخصیت و ارزش انسانی قایل نیست از شرش ایمن مباش . ریشه های این مشکل را در مسائل زیر باید جستجو کرد :
توقعات و انتظارات دور از واقعیت و توان فرزندان ، رها نمودن فرزند و یا وابسته نمودن فرزندان به خود ، سرزنش های مداوم خانواده و مدرسه، فراهم نکردن شرایط مناسب برای رشد و استعدادها و خلاقیت ها .
سومین مشکل به مشکلات درسی اختصاص دارد. تجربه نشان داده است که همواره تغییر مقطع در بدو امر به دلایل متعددی که در این جا فرصت طرح آن نیست ، ایجاد مقداری افت تحصیلی می نماید.
مشکل چهارم اضطراب و نگرانی های نوجوانان در ارتباط با آینده را نشان می دهد . مشکلات دوران نوجوانی مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته اند که هریک به دیگری ختم می شود . یکی از دغدغه ها و مشغولیت های آنها نگرانی از آینده تحصیلی ، شغلی ، اقتصادی و زندگی می باشد . هیچ کس در این موضوع که اندکی ، نگرانی موجب حرکت و رشد می شود و فرد را از بی تفاوتی خارج می سازد ، تردیدی به خود راه نمی دهد . اما اگر خانواده ها و مدارس ، دائما" آینده تاریک و مبهمی را برای نوجوانان ترسیم نکنند و به آنها بیاموزید که به هر حال در اجتماع همواره ، عواملی وجود دارد که آنها را تهدید می کند مثل رقابت ها ، تبعیض ها ، شکست ها و محرومیت ها ، که باید با آنها روبرو شد و نهراسید و مبارزه کرد .
دست اندکاران مسئولین و برنامه ریزان فرهنگی باید هدفهای مناسب سیاسی و اجتماعی برای نوجوانان مطرح نمایند تا آنها به راکد ماندن و از بین رفتن نیندیشند . طرح الگوهای موفق در مشاغل گوناگون و پرهیز از بت کردن بعضی پست ها و موقعیت های اجتماعی و شغلی و ایجاد شرایط و امکاناتی که هر کس بتواند براساس استعدادش انتخاب کند نه براساس ملاک های تعیین شده از جانب خانواده و جامعه می تواند ما را در بهبود و رفع این مشکل یاری دهد .
البته همانطوری که گفته شد همیشه نگرانی ، نگرانی از شغل و موقعیت آینده نیست . بسیاری از دختران نگران زندگی شخصی و روابط زناشویی و ازدواج ناموفق هستند و ترس از این که نتوانند ایفاگر نقش واقعی خود باشند رنج می برند .
راههایی برای اینکه به یک پدر بهتر تبدیل شویم : اگر پدران پیشقدم نباشند، هرگز قادر نخواهند بود مسوولیتهای پرورش و تربیت فرزند - تکالیفی که خودشان می خواهند و کودکشان نیز بدانها نیاز داشته و استحقاق آنها را نیز دارد- بر عهده بگیرند.البته می توانید از همسرتان بخواهید که شما را راهنمایی کند: هر کدام از شما چیزهایی می دانید که دیگری می تواند از آنها استفاده کند. اگر در مورد چیزی شک دارید یا فکر می کنید که هنوز آمادگی انجام یکی از وظایف پدری خود را به طور کامل ندارید، از کمک خواستن از دیگران پرهیز نکنید. مردان و زنان، به روشهای متفاوتی با فرزندان خود ارتباط برقرار می کنند. مردان بیشتر بر کارهای فیزیکی و انرژی بر تمرکز می کنند، در حالی که زنان بیشتر به روابط روحی و اجتماعی توجه می کنند. کودکانی که ارتباط فیزیکی مناسبی با پدر خود دارند، در مدرسه موفق ترند، اجتماعی ترند و احتمال گرایش آنها به مواد مخدر، الکل یا بزهکاری، کمتر از کودکانی است که با پدران خود فاصله دارند. از لحاظ عاطفی نیز نیازهای فرزندان خود را تامین کنید:رابطه فیزیکی، مسلما بخش مهمی از رابطه پدر- فرزندی را تشکیل می دهد، اما تامین نیازهای عاطفی کودک نیز اهمیت حیاتی دارد. «مردان باید از احساسات خودشان آگاه باشند تا بتوانند احساسات کودک را نیز درک کنند. آنها باید هر کاری را که لازم است انجام دهند تا خود را برای پاسخگویی به نیازهای عاطفی کودک آماده کنند».برای اینکه نقش پدری خود را فعالانه و موثر پیاده کنید، در تصمیم گیری برای همه امور روزمره ای که بر زندگی کودکتان اثر می گذارد، مشارکت کنید. اگر همه چیز را بر عهده همسرتان بگذارید، در واقع فرصت استفاده از موارد جزئی و کوچکی را که به واقع به زندگی فرزند شما معنا می دهند، از دست داده اید.بدون مشارکت در کارها، فعالیتها و برنامه های روزمره که فبلاعمده زندگی کودک را تشکیل می دهند، پدران قادر نخواهند بود فرزندان خود را آنگونه که شایسته یک پدر حساس و وظیفه شناس است (دقیق، ظریف، و از نزدیک)، بشناسند. مبادا بگوئید ما فقط به امرارمعاش به پردازیم زیاد هم هست مابقی خودش درست می شود بدانید بسیاری از مشکلات جوانان امروز ازبی عنایتی دیروز پدران آنان می باشد، اگر جستجو کنید متوجه اصل مطلب یعنی غفلت بعنوان دلیل اصلی خواهیدرسید.یک پدر متعهد و همراه باید بتواند که روشهای همسر خود برای اداره امور خانواده را به رسمیت بشناسد. به تصمیماتی که او در غیاب شما می گیرد، احترام بگذارید و اگر در برخی امور با او موافق نیستید می توانید با احترام در مورد موضوع بحث کرده و روشهای پیشنهادی خود را مطرح کنید.بدانید که به برقراری ارتباط با همسر خود نیاز داریداگر از وضعیت فعلی راضی نیستید، این مطلب را با همسر خود در میان بگذارید.. به او فرصت دهید تا درک کند که شما واقعا می خواهید در این امور مشارکت بیشتری داشته باشید، و واقعا صلاحیت و میل صادقانه برای همکاری با او را دارید.
برنامه ی آموزشی ویژه ای برای خانواده ها به ویژه مادران تدارک دیده شود تا در آن دنیای عاطفی و احساس ، حساسیت های دوران بلوغ ، واقعیت هایی که نسل امروز با آن مواجه است و بسیاری ظرایف رفتاری مطرح شود، چون عمده ی مشکلات دختران نوجوان با مادران است. از سوی دیگر دختران دانش آموز نیز باید بیاموزند که چگونه رفتاری در محیط خانواده داشته باشند تا از تنش ها و بر خوردهای خا نوادگی بکاهد و محیطی آرام ومناسب فراهم آورد . محیط های آموزشی باید شرایطی را فراهم آورند تا در کنار فراگیری دروس ، رموز اصلی زندگی اجتماعی را به نوجوانان بیاموزند، ایجاد مراکز مشاوره تا والدین و مربیان برای راهنمایی بتوانند به این مراکز مراجعه نمایندو گنجاندن مواد آموزشی چون خانه داری و پرستاری در برنامه درسی . درهرصورت شما الگوی فرزندتان خواهید بود پس راههای الگوی مناسب رادرپیش گیرید

·برای خوشبختی عشق لازم است ولی کافی نیست. عشق به ما نیرو ، استقامت، جرأت، پشتکار، امید، هیجان و انگیزه حرکت می دهد تا با آگاهی، عقل و درایت و تلاش مسیر زندگی را طی کنیم. بدون آگاهی و تعهد، عشق به تنهایی ما را به هیچ جا نمی رساند.
·عشق اعطاء و بخشش خالصانه بدون هیچ انتظار و توقع است ولی به معنی برآورده کردن تمام خواسته های معشوق، یا بندگی و بردگی و یا اجازه سوء استفاده دادن و نادیده گرفتن رفتارهای غلط او نیست. پس چشمانتان را باز کنید و عشق را با وابستگی اشتباه نگیرید.
.عشق چسبندگی و وابسته بودن به هم نیست بلکه حفظ تمامیت و استقلال فردی و تکیه و اعتماد کردن به یکدیگر است. عشاق بدون حضور دیگری نیز خوب و خوش بوده و لزوماً در تمامی لحظات شادی آور و لذت بخش با هم نیستند.
·دو عاشق حریم خصوصی یکدیگر را می دانند و به آنها احترام می گذارند و به هم اعتماد دارند. آنها هیچ وقت از اعتماد متقابلشان سوء استفاده نمی کنند و خود را فریب نمی دهند. عاشق بدنبال تغییر معشوق نیست بلکه اگر لازم بداند خود را تغییر می دهد.
· بدون شناخت خود و ارزشمند دانستن خود، دیگری و ارتباط عشق بارور نمی شود. عشق یک روند است و نه یک حادثه. عشق با کشش و اشتیاق احساسی عاطفی (و جنسی) شروع شده و با صمیمت و تعهد کامل می شود.
. در عشق واقعی جا و بهانه ای برای رفتار خشن ، بی احترامی، سرزنش، تهدید، دروغ ،کتمان کاری، راز و بازی کردن وجود ندارد.
·کیفیت و کمیت عشق واقعی در طول زندگی نه تنها دچار پستی و بلندی و تغییر می شوند بلکه بدون مراقبت و نگهداری از آن می توانند به مرور کم رنگ و محو شوند.