یکى از جاهائى که مردم میتوانند حضورشان را نشان بدهند، همین انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع کردهاند؛ که شاید کارى کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود. میشنوید دیگر، مىبینید؛ حالا در آن مقدارى که به گوش مردم میرسد، به چشم مردم میرسد، در مطبوعات و در رسانههاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، که مرکز و قرارگاه فرماندهى جبههى کفر و استکبار است، تا این پادوها و ایادى کوچک و پیادهنظامشان که همه جا پخشند - اینجا هم هستند، بیرون هم هستند - همهى تلاششان این است که کارى کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند. من با تجربهاى که از رفتار این مردم دارم، و با اعتمادى که به لطف خداى متعال دارم، پیشبینى میکنم که به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، حضور مردم در این انتخابات، یک حضور دشمنشکن خواهد بود و با این انتخابات، خون تازهاى به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهورى اسلامى دمیده خواهد شد؛ حرکت تازهاى براى او پیش خواهد آمد، نشاط تازهاى پیدا خواهد کرد؛ همچنان که همهى انتخاباتها همین جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.
البته آفتهائى وجود دارد؛ باید سعى کنیم این آفتها پیش نیاید. مردم ما و کشور ما از انتخابات سال 88 بهترین خاطرهها و بدترین خاطرهها را دارند. بهترین خاطرهها حاصل حضور عظیم چهل میلیونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، که دنیا را خیره کرد؛ بدترین خاطرهها مربوط به جرزنىهاى سیاسى یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیهى انتخابات بود. خب، در هر قضیهاى، در هر حادثهاى ممکن است یک عدهاى قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه باید اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معین کرده است. چرا قانونشکنى کنند؟ چرا براى مردم هزینه درست کنند؟ چرا کشور را دشمنشاد کنند؟ چرا برنامههائى را که عفونت تصمیمگیرىها و ترفندهاى دشمن از آن بلند و آشکار است، اجرا کنند؟ قانون، راه معین کرده است. آنجا ما گفتیم، به همه هم گفتیم، همهى اطراف قضیه هم ملزم بودند که بر طبق آنچه که گفته شده است - که مرّ قانون است - عمل کنند. چرا نکردند؟!
آنها کارى از پیش نبردند. و تا این ملت توى صحنهاند، تا این پیوند وجود دارد، هیچ کس در این کشور، در کارهاى خلاف، کارى از پیش نخواهد برد. کارى از پیش نبردند و نمیبرند، اما براى کشور هزینه درست کردند، براى ملت هزینه درست کردند؛ چرا؟ با آن انتخابات باشکوه و پرعظمت، میشد کشور این هزینه را تحمل نکند.
عوامل گوناگونى وجود داشتند. باید این براى ما تجربه باشد، باید درست باشد، باید همه مراقب باشیم. انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ باید به آن احترام گذاشت.
انتخابات باید سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غیر از خصومت است، رقابت غیر از تهمتزنىِ متقابل است؛ اینها را باید همه مواظب باشیم. رقابت این نیست که کسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. رقابت این نیست که کسانى بیایند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ اینها نباید باشد. کسانى که وارد عرصهى انتخابات میشوند، چه از طرف مجریان و مسئولان، چه از طرف کسانى که نامزد میشوند، بایستى به آداب و شروط یک حرکت عمومىِ سالم پایبند باشند، متعهد باشند؛ این لازم است.
مجریان باید تمام سعى خودشان را بکنند که امانتدارى کنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول این سالهاى متمادى - این همه ما انتخابات داشتیم؛ بیش از سى انتخابات در این سى و دو سال - انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضىها ادعا کردند که انتخابات ناسالم است؛ ما فرستادیم تحقیق کردند، تدقیق کردند - هم در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله علیه)، هم بعد از آن - دیدند نه، ممکن است گوشه و کنار تخلفاتى باشد، اما چیزى که انتخابات را ناسالم کرده باشد، نتیجهى انتخابات را تغییر بدهد، مطلقاً اتفاق نیفتاده؛ همانى که مردم انتخاب کردند، در بیرون واقع شده است. باید سعى کنند انتخابات سالم باشد؛ این به عهدهى مجریان است؛ چه مجریان در دولت و وزارت کشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.
باید مراقبت کنند. هیچ چیزى از قانون بالاتر و عزیزتر نیست. در دنیا معروف است، میگویند قانون بد هم از بىقانونى بهتر است. بعید نیست آدم این را قبول داشته باشد؛ چون بىقانونى، هرج و مرج است؛ قانون بد لااقل یک ضابطهاى است؛ خب، انسان اصلاحش میکند. خوشبختانه قوانین انتخاباتى ما قوانین خوبى است؛ ممکن است بعدها کاملتر و بهتر هم بشود.
کسانى هم که وارد عرصهى انتخابات میشوند، باید یک تقیداتى، تعهداتى داشته باشند. این، خطاب به همهى کسانى است که به عنوان نامزد وارد عرصهى انتخابات میشوند، و خطاب به همهى مردم است. مردم عزیزمان در سراسر کشور این رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس کنند، دنبال کنند، دقت کنند. نامزد انتخابات باید با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرتطلبى و جمعکردن پول و مسائل گوناگون و انگیزههاى ناسالم دیگر وارد شود، به کشور خدمت نمیکند. نامزد انتخابات باید با انگیزهى خدمت وارد شود؛ این را باید تشخیص داد، باید فهمید، باید حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند، کار خراب میشود؛ همچنان که امروز در بهاصطلاح دموکراسىهاى دنیا، در آمریکا و غیر آمریکا این رسم هست؛ کمپانىها و پولدارها به نامزد انتخابات در ریاست جمهورى یا در انتخابات کنگره پول میدهند، ولى او در مقابل آنها متعهد است. آن رئیس جمهورى که با پول دستگاههاى گوناگون و مراکز ثروت سر کار بیاید، در مقابل آنها متعهد است. آن نمایندهى مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آنها لازم میدانند، قانون جعل کند، قانون بردارد، توسعه و تضییق در قانون بکند. این نماینده به درد مردم نمیخورد. نه باید به مراکز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طریق اولى به ثروتهاى عمومى. کسى بیاید از پول بیتالمال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. اینها را باید مردم مراقب باشند. البته هر کسى را هم نمیشود متهم کرد. بگوئیم آقا این وابستهى به فلانجاست، این وابستهى به فلان کس است، این فلان پول را خرج کرده؛ باید اینها هم روشن شود، باید ثابت شود.
مردم باید چشمها را باز کنند، ملتفت باشند. خوشبختانه مردم ما بیدارند. افرادى که میتوانند انسان را خاطرجمع کنند، بین انسان و خدا حجت براى انسان درست کنند، انسان به اینها اطمینان کند؛ آنجائى که خودش میتواند تحقیق کند، تحقیق کند. اینها لازم است. باید دقت شود. انشاءالله انتخابات خوبى انجام بگیرد؛ انتخابات پرشور، با حضور مردم. مردم درست بشناسند، درست انتخاب کنند و انشاءالله مجلسى تشکیل شود باب نظام اسلامى. و به لطف الهى انشاءالله همین جور هم خواهد شد.
ما اگر از خدا بخواهیم، وارد بشویم، تک تک ما احساس مسئولیت کنیم، قصدمان این باشد که نظام اسلامى و اسلام و ملت ایران را سربلند کنیم، خوشبخت کنیم، سعادت براى دنیا و آخرتمان فراهم کنیم، راه الهى بسته نیست. ما اگر چنانچه قدم برداریم، خداى متعال راه را باز میکند؛ عمده این است که ما همت کنیم، تصمیم بگیریم، بنا بگذاریم.
من مطمئنم که این انتخابات براى ملتهاى دیگر هم یک نشانهاى است. براى همین هم هست که دستگاههاى خبیث استکبار، از آمریکا و انگلیس و صهیونیستها و دیگران، دارند مرتباً تلاش میکنند که این انتخابات را به یک جورى خراب کنند، مخدوش کنند. کشورهاى دیگر نگاه میکنند ببینند این پیشکسوت انتخاباتى و انقلابى - که ملت ایران است - چه کار خواهد کرد. ملت ایران در این زمینه، جزو پیشکسوتهاست. ملتهاى دیگر نگاه میکنند ببینند انتخابات در ایران به کجا خواهد رسید. استکبار دوست دارد که انتخابات در کشور ما آنچنان بشود که ملتها را مأیوس کند. ...(3) خب، شما دیگر حرف آخر را گفتید! «مرگ بر آمریکا» همان حرف آخر است.
آنچه درمحضر شماست دانشی است درراستای ارتقا وبهبودمناسبات اجتماعی بین اولیا وفرزندان وخودشان ؛ تاجامعه مان ازسلامت اجتماعی ،بهداشت روان وسعادت بیشتری بهرمند گردد تااحساس نشاط وشادکامی درآن متبلورگردد انشاالله
مقدمه:با تأکید بسیار زیاد بر اهمیت جایگاه مادر خوب در طی دهه های اخیر، شاید پدرها احساس کنند نقش آنها چندان اهمیتی ندارد. هیچ چیز نمی تواند بیشتر از این حقیقت نداشته باشد! کارشناسان در حال حاضر به این قضیه پی برده اند که پدرها نسبت به آنچه قبلا" تصور می شد، الگوهای شخصیتی بسیار قوی ای برای بچه ها محسوب می شوند.
طرز برخورد دخترها با مردان و پسران با زنان بیشتر از طریق مشاهده طرز برخورد پدر با مادر شکل می گیرد. توقعات یک دختر مبنی بر چگونگی رفتار مردها با او بیشتر بستگی به این دارد که او در خانه چه چیز را شاهد بوده است. پسران نیز مانند دختران در مورد چگونگی رفتار با زنان از پدرشان الگو می گیرند. آنها با زنانی که در زندگیشان نقش اصلی را بازی می کنند با روشی شبیه به رفتار پدر خود با مادرشان، رفتار می کنند. حتی اگر پسری از بدرفتاری فیزیکی و عاطفی پدر خود با مادرش بیزار باشد، به احتمال زیاد همین الگو را با بدرفتاری با همسر خود، تکرار خواهد کرد. با چنین عملکردی او لذتِ رضایت از یک ارتباط عاشقانه را از دست می دهد. از این بدتر اینکه، ممکن است پدر با انتقال سوء رفتار به پسران خود، این سیکل خشونت و بدرفتاری را همیشگی کند.
نوجوانان امروزی ممکن است بیش از حد مادی گرا به نظر برسند، اما بر خلاف آنچه اکثر افراد تصور می کنند، آنها به اندازه پدرشان به مبلغ چک ماهیانه حقوق او اهمیت نمی دهند. تحقیقی نشان می دهد، رضایت کلی نوجوانان از زندگی به کیفیت روابط آنها با پدرشان و موقعیت اقتصادی خانوادگی بستگی دارد. نوجوانانی که روابط گرم و صمیمانه ای با پدر خود دارند مثبت گرا و معتمد به نفس تر بوده و می توانند در اتفاقاتی که برایشان می افتد، مؤثرتر عمل کنند. آن دسته از نوجوانانی که در مورد رابطه شان با پدر خود احساس خوبی ندارند، بدبین تر بوده و قادر به پذیرش مسؤولیت زندگی خود نیستند.
نکته اساسی: به فرزند نوجوان خود احترام بگذارند، باید ابتدا خود شما با طرز برخورد و عملکردتان این رفتار را به آنها آموزش دهید. با وجود این حقیقت که پدران نقش بسیار مهمی در زندگی نوجوانان بازی می کنند، متأسفانه حضور چشمگیری در زندگی آنها نداشته و اکثر اوقات غایب هستند.
در کتاب "تشنه پدر" نوشته "مارگو مین" اشاره شده است: در آمریکا، 20 درصد از نوجوانان در پایان هر هفته پدر خود را می بینند. 50 درصد از نوجوانان هیچ تماسی با پدر خود ندارند و 30 درصد هر چند وقت یکبار با او تماس دارند. در حقیقت بیش از 12 میلیون از نوجوانان در طول روز هیچ ارتباطی با پدر خود ندارند.
عید قربان که پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کرده قربانى مى کند تا سبکبال
مسلمین عیدتان مبارک باد
عدهای خیال کردهاند که وقتی ما به تهاجم فرهنگی غرب حمله میکنیم، فقط مسئلهمان این است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است. مردم بحمدالله حجابشان را رعایت میکنند، الا افرادی قلیل، مسأله اینها نیست، این فرعی است، اصل قضیه آن است که در داخل خانه هاست و از مجامع جوانها سرچشمه میگیرد و دشمنان آنجا دارند کار میکنند. آنکه آشکار نیست، آنکه پنهان است، خطر آنجاست، جوانهای ما شهوت را انداختند دور، راحتی و لذت را انداختند دور، رفتند در میدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو دربیاورند. حالا دشمن دارد از جوانهای ما انتقامش را میگیرد. امنقامش چیست؟ انتقام او این است که جوانهای ما را به لذات و شهوات سرگرم کند، پول خرج میکنند، عکس مبتذل چاپ میکنند و مجانی بین جوانها منتشر میکنند، ویدئو درست میکنند، فیلمهای مهیج شهوت را مجانی میدهند به این و آنکه نگاه کنند، البته یک عده از این طریق پول هم به دست میآورند، اما آنهایی که سرمایه گذاری میکنند، برای پول سرمایه گذاری نمیکنند، میتوانند آنها را در کشورهای دیگر، آزادانه پخش کنند و پول به دست بیاورند، اینجا میخواهند نسل جوان را ضایع و نابود کنند. این هجوم یک مهاجم است، حالا بیننا و بین الله، اگر دستگاه قضایی این کشور، کسی را که چنین فسادی را دارد دامن میزند دستگیر کرد، چه مجازاتی برای او مناسبتر از همه است؟ کسی که هزاران جوان این مملکت را - جوانان پاک و پاکیزه ما را، بچههای معصوم ما را - به وادی فساد و شهوترانی میکشاند، مجازاتش چیست؟ به نظر من، اینها باید به شدیدترین وجه مجازات شوند. (مقام معظم رهبری، 15 اردیبهشت 1372)
• این مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تأکید کردهایم، واقعیت روشنی است. با انکار آن ما نمیتوانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی را نباید انکار کرد، وجود دارد. به قول امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)، «من نام لم ینم عنه»، اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده، سعی کن خودت را بیدار کنی، ما باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در تهدید است کما اینکه اصل فرهنگ ملی و اسلامی ما در تهدید دشمنان است... ما نبایستی چیزی را که روشن و واضح است، انکار کنیم. در دانشگاه، در بیرون دانشگاه، حتی در رسانههای جمعی ما، در کتابهایی که مینویسند، در ترجمههایی که میکنند، در شعرهایی که میسرایند، در برنامههای فرهنگی علی الظاهر بیارتباط به ما که در دنیا وجود دارد و خبرش را قاعدتاً شما آقایان - که عناصری فرهنگی هستید - میشنوید، همه جانبه آرایش نظامی فرهنگی بسیار خطرناک علیه انقلاب درست شده است و وجود دارد... امروز دشمن در مقابل وضع کنونی ما آن ژست و آرایش نظامی صد سال یا پنجاه سال پیش را به خود نمیگیرد. ما باید آرایش جدید دشمن را بشناسیم، اگر نشناختیم و خوابیدیم از بین رفتهایم. (مقام معظم رهبری، 20 آذر 1370)
• تهاجم فرهنگی، مثل خود کار فرهنگی، اقدام آرام و بیسر و صدایی است. یکی از راههای تهاجم فرهنگی این بوده است که سعی کنند جوانهای مؤمن را از پایبندیهای متعصبانه به ایمان، که همان چیزهایی ست که یک تمدن را نگه میدارد منصرف کنند، همان کاری را که در اندلس، در قرنهای گذشته کردند. یعنی جوانها را در عالم به فساد و شهوترانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند، این کار حالا هم دارد انجام میگیرد... صدای فرو ریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیدار نباشید - خدای نخواسته، آن وقتی درمی آید که دیگر قابل علاج نیست، جوان جبهه رفته ما را اگر محاصرهاش کردند، اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند بعد او را به تماشای فیلمهای جنسی وقیح وادار کردند، شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند، چه خواهد شد؟! وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد، جوان را در اوج نیروی جوانی فاسد میکنند و حالا دشمن دارد این کار را میکند. (مقام معظم رهبری، 21 مرداد 1371)
بیان دیدگاههای مقام معظم رهبری در مورد زن و شخصیت وی می پردازیم :
" ما در مورد مساله زن از یک سو و مساله دانش و تخصص از سوی دیگر و مساله خدمت به افراد بشر هم از جانب دیگر‚ به نام اسلام ادعاهایی داریم.
ادعاهای ما‚ در چارچوب اسلام است. ما معتقدیم زنان در هر جامعه سالم بشری قادرند و می باید فرصت پیدا کنند که در حد سهم خود‚ تلاش و مسابقه خویش را در پیشرفتهای علمی و اجتماعی و سازندگی و اداره این جهان به عهده بگیرند. از این جهت‚ میان زن و مرد هیچ تفاوتی نیست.
هدف از آفرینش هر فرد انسان‚ عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است‚ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی که یک انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود.
فرقی هم بین زن و مرد نیست."
عوامل و انگیزه های روانی در قرآن
نظیر انگیزه ها و عوامل فیزیولوژیکی عوامل و انگیزه های روانی و فطری هستند که نیازهای فطری و معنوی و اساسی در سرشت روان انسانها را برآورده می سازند از قبیل عدالت خواهی، نیکی، زیبائی و احساس نظم و ایجاد هم بستگی و سایر تمایلات روحی و فطری انسان.
در قرآن مجید و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دستورات کافی و وافی در این مورد وارد شده و توضیح داده شده است و دانشمندان غربی نیز کم و بیش به این حقایق اعتراف دارند از جمله «ابراهام مارنو» یکی از دانشمندان غرب عقیده دارد که نیازهای معنوی انسان نوعی نیازهای فطری هستند که تکامل رشد و بالندگی شخصیت فرد به برآوردن آنها بستگی دارد (4) .
حالتهای انفعالی در قرآن
از جمله اهداف روانشناسی اسلامی بیان و توضیح یک سلسله از حالتهای انفعالی در انسان و نیز در حیوانات می باشد و این حالت ها و عواطف در حفظ بقای نسل انسان و حیوان به آنها کمک شایانی می نمایند مثلا حالت ترس که یک حالت انفعالی است، انسانها را از خطرهائی که تهدید می کند، دور می سازد و همچنین سایر حالات انفعالی از قبیل خشم و ... انسانها را به دفاع از خود و مبارزه برای بقاء نوع و حالت انفعالی مثلا محبت; اساس پیوند دو جنس نر و ماده در انسان و حیوان بوده و برای جذب هرکدام به دیگری به منظور بقای نوع لازم و ضروری است و بحث از رابطه نزدیک این حالتها و انفعالها در انسان و حیوان از جمله مسائلی است قابل بحث و بررسی در روانشناسی و یکی از مسائل اساسی آن علم به شمار می رود.
در قرآن کریم نیز توصیف و توضیح دقیقی درباره بسیاری از عواطف انفعالی مانند ترس، خشم، محبت، شادی، نفرت، غیرت، حسد، ندامت، شرم و خواری و سایر حالتهای مهم و اساسی نفس انسان ذکر گردیده است.
از جمله این انفعالها «حالت ترس » است که در قرآن در آیات متعددی ترس برای حفظ انسان از عذاب الهی و
اجتناب از گناهان و تمسک به پرهیزگاری و عبادت و کار و غیر اینها مطرح گردیده است و سوره های مختلف قرآن (5) مسائل گوناگون مربوط به ترس و انواع آن را مورد بحث و تحقیق و بررسی قرار داده است مراجعه کنید.
نظیر ترس سایر صفات انفعالی انسانها از قبیل «خشم » (6) و «محبت (7) و حب ذات » (8) و «نوع دوستی » (9) و محبت پدری و مادری (10) و محبت خداوند (11) و پیامبر (12) و شادی (13) و حسد (14) و اندوه (15) و ندامت و پشیمانی (16) و غیر اینها از انواع و موارد انفعالها را ذکر و توضیح داده است و حتی در قرآن نمونه های عملی قابل تنبه در آیات متعدد ذکر گردیده است مراجعه کنید (17) .
بدیهی است که همراه این انفعالها تغییرات فیزیولوژی زیادی در بدن انسانها و در شکل ظاهری بدن و خطوط چهره از قبیل ضربان قلب، انقباض موی رگهای خونی در امعاء و احشاء و گسترده شدن این موی رگها در سطح بدن پدید می آیند.
و در قرآن مجید نیز از اضطراب و تپش شدید قلب در حالت انفعالی ترس نام می برد به سوره احزاب آیه 10 و 11 مراجعه کنید، این دو آیه حالت ترسی را که در جریان جنگ خندق (احزاب) بر مسلمانان چیره شده بود وصف می کند و نظیر این آیه در سایر سوره های قرآن مجید از قبیل سوره غافر، 18 و سوره حج، 72- سوره زخرف، 17- سوره زمر، 60- قیامت، 24 و 25- عبس، 40 و 42 و 38 و 39- مطففین، 22 و 24- غاشیه، 8 و 10- انبیاء، 97- سجده، 12- شوری، 45- زمر، 23- قلم، 43 درباره آثار و نتایج ترس مطالبی بیان شده است.
روشن و واضح است این انفعالها گرچه وظائف مهمی در زندگی انسان به عهده دارند و انسانها را در حفظ بقای ذات یاری می کنند، با این حال زیاده روی در آنها برای سلامت جسم و روان زیان آورند مثلا ترس برای انسان در عین حال که مفید است و انسانها را از خطرات بزرگ زندگی که انسانها را تهدید می کند، یاری می دهند، و لیکن ترس زیاد زندگی انسانها را مختل می سازد و از انجام وظائف لازم جلوگیری می کند و شخصیت انسانها را دچار تزلزل می نماید و لذا در تحقیقات جدید در طب «روان تنی » (سیکوماتی) این حقیقت روشن شده است که اضطراب در جنبه های انفعالی انسان یکی از عوامل رشد بسیاری از عوارض بیماریهای جسمی است و آمارهای زیادی موجود نشان می دهند که درصد زیادی از بیمارانی که اغلب به مطب پزشکان مراجعه می کنند، اساسا از اضطراب های ناشی از مشکلات روانی شکایت دارند، این بیماران در حقیقت نیازمند مداوای پزشکی نیستند، بلکه در واقع به معالجه روانی نیاز دارند (18) .