
تعریف سلامت روانملاکهاى سلامت روان
عوامل مؤثر بر سلامت رواننظام ارزشى و سلامت روان
معیارهاى سلامت وبیمارى روانى از دیدگاه اسلامالف- ویژگى شخصیت بهنجار
ب- ویژگىهاى شخصیت نابهنجارسیر به سوى کمال
الف- مراحل سیرب- ابزار سیر
راهکارعملیدستور اجرا
انسان از دو بعد جسم و روح تشکیل شده است که باید از هر دو بعد محافظت نماید و نیازهای هر دو را برآورده سازد. بحث سلامتی در مورد انسان یک مسئله مهم است که معمولا عموم مردم سلامتی را مختص به جسم دانسته و به آن توجه می نمایند، حال آن که سلامتی روح نیز مهم است. در اصل سلامتی جسم و روح لازم و ملزوم یکدیگرند که ما در این مقاله بنا داریم به چگونگی سلامت روح و روان بپردازیم.
یکى از شرایط لازم براى دست یابى به سلامت روان، برخوردارى از یک نظام ارزشى منسجم مىباشد و تحقیقات انجام شده نیز عامل پیدایش بسیارى از ناسازگارىها و نابهنجارىهاى روانى را تضادهاى ارزشى و عدم استقرار یک نظام ارزشى سازمان یافته در فرد مىدانند. اسلام ویژگىهاى شخصیت نابهنجار و بیمار و به تعبیر اسلامى، «فى قلوبهم مرض» را در بعد عقیدتى، خصوصیات مربوط به روابط اجتماعى، خانوادگى و زندگى حرفهاى و عملى، خصوصیات احساسى و عاطفى، عقلانى، شناختى و خصوصیات بدنى بیان کرده است.
آنچه از دیرباز سهمى از تلاشهاى فکرى اندیشمندان، فیلسوفان، جامعه شناسان و روان شناسان را به خود اختصاص داده، تحقیق و تفحص در مقوله ارزشهاست. گذشت قرون و سالها نه تنها از ارج و اعتبار چنین حوزهاى نکاسته، بلکه با توجه به الزامهاى خاص خود، بر اهمیت آن افزوده است. اکنون انسان مضطرب، افسرده و بحران زده عصر حاضر بیش از هر زمانى دیگر خود را درگیر سؤالهایى اساسى در این باره مىیابد. تحقیقات انجام شده عامل پیدایش بسیارى از ناسازگارىها و نابهنجارىهاى روانى را تضادهاى ارزشى و عدم استقرار یک نظام ارزشى سازمان یافته در فرد مىدانند. بنابراین، مىتوان بر این نکته تاکید کرد که ارزشها اساس و بنیان یکپارچگى شخصیت سالمند. در حقیقت، ارزشها سازمان دهندههاى اصلى اعمال و رفتارهاى شخصیت رشد یافته به شمار مىروند و سلامت روان، بىتردید، محصول چنین شخصیتى است.
با توجه به روابط موجود بین ارزشها و سلامت روان، معیارهاى سلامت و بیمارى روانى از دیدگاه اسلام مورد بحث و بررسى قرار مىگیرد. اما پیش از این، ذکر چند نکته ضرورى به نظر مىرسد:
تعریف سلامت روانتا کنون تعاریف متعددى از «سلامت روان» ارائه شده که همگى بر اهمیت تمامیت و یکپارچگى شخصیت تاکید ورزیدهاند. گلدشتاینGoldstein,K ، سلامت روانى را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایى مىداند. (1) چاهن (Chauhan,S.S. 1991) نیز سلامت روانى را وضعیتى از بلوغ روان شناختى تعبیر مىکند که عبارت است از حداکثر اثربخشى و رضایت به دست آمده از تقابل فردى و اجتماعى که شامل احساسات و بازخوردهاى مثبت نسبت به خود و دیگران مىشود. (2) در سالهاى اخیر، انجمن کانادایى بهداشت روانى، «سلامت روانى» را در سه بخش تعریف کرده است:
الف- تسلط بر هیجانهاى خود.
ب- آگاهى از ضعفهاى خود.
ج- رضایت از خوشىهاى خود.
الف- علاقه به دوستىهاى طولانى و صمیمى.
ب- احساس تعلق به یک گروه.
ج- احساس مسؤولیت در مقابل محیط انسانى و مادى.
الف- پذیرش مسؤولیتها.
ب- ذوق توسعه امکانات و علایق خود.
ج- توانایى اخذ تصمیمهاى شخصى.
د- ذوق خوب کار کردن. (3)
چاهن به ذکر پنج الگوى رفتارى در ارتباط با سلامت روان مبادرت کرده است:
1- حس مسؤولیت پذیرى: کسى که داراى سلامت روان است، نسبت به نیازهاى دیگران حساس بوده و در جهت ارضاى خواستهها و ایجاد آسایش آنان مىکوشد.
2- حس اعتماد به خود: کسى که واجد سلامت روانى است، به خود و توانایىهایش اعتماد دارد و مشکلات را پدیدهاى مقطعى مىانگارد که حل شدنى است. از این رو، موانع، خدشهاى به روحیه او وارد نمىسازد.
3- هدف مدارى: به فردى اشاره دارد که واجد مفهوم روشنى از آرمانهاى زندگى است و از این رو، تمامى نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابى به این اهداف هدایت مىکند.
4- ارزشهاى شخصى: چنین فردى در زندگى خود، از فلسفهاى خاص مبتنى بر اعتقادات، باورها و اهدافى برخوردار است که به سعادت و شادکامى خود یا اطرافیانش مىانجامد و خواهان افزایش مشارکت اجتماعى است.
5- فردیت و یگانگى: کسى که داراى سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران مىشناسد و مىکوشد بازخوردها و الگوهاى رفتارى خود را توسعه دهد، به گونهاى که نه همنوایى کور و ناهشیارانه با خواستهها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروک مىشود.
علاوه بر تعاریفى که ارائه شد، «سلامت روانى» از دیدگاه مکاتب گوناگون روان شناسى نیز تعریف شده است که به اختصار برخى از آنها ذکر مىشود: (4)
- نظام زیستىنگرى که اساس روان پزشکى را تشکیل مىدهد، سلامت روانى را زمانى محقق مىداند که بافتها و اندامهاى بدن به طور سالم و بىنقص به وظایف خود عمل کنند. هر نوع اختلال در دستگاه عصبى و در فرایندهاى شیمیایى بدن، اختلال روانى را به همراه خواهد داشت.
- نظام روان تحلیلگرىبر این باور است که سلامت روان به معناى کنش متقابل و موزون بین سه پایگاه بنیادین شخصیت (بن، من و فرامن) است و سلامت روانى در صورتى حاصل مىشود که «من» بتواند بین تعارضهاى «بن» و «فرامن» تعادلى ایجاد کند.
- نظام رفتارى نگر در تعریف سلامت روانى بر سازش یافتگى فرد با محیط تاکید مىورزد و بر این اعتقاد است که رفتار سازش نایافته نیز مانند سایر رفتارها در اثر تقویت، آموخته مىشود. بنابراین، سلامت روانى شامل رفتارهاى سازش یافتهاى است که آموخته مىشوند.
- نظام انسانىنگر معتقد است که سلامت روانى یعنى ارضاى نیازهاى اساسى و رسیدن به مرحله خود شکوفایى. هر عاملى که فرد را در سطح ارضاى نیازهاى سطوح پایین نگه دارد و مانع شکوفایى او شود، به ایجاد اختلال رفتارى خواهد انجامید.
ملاکهاى سلامت رواناندیشمندان از زوایاى گوناگون، بر ویژگىهایى که به دست یابى و حفظ سلامت روان مىانجامند تاکید کرده اند. سالیوان (Sulivan.H. 1954) بر این باور است که در سلامت روان، ارزش عمده بر کنش اجتماعى مؤثر قرار دارد. روان تحلیل گران سنتى بر آگاهى از انگیزههاى ناهشیار و در پى آن، خود مهارگرى، که بر آگاهى مبتنى است، تاکید مىکنند.
فروم (Fromm.E. 1942) ارتباطهاى فرد با محیط اجتماعى، انسانى نگرى، آزادى و فرد گرایى را مورد تاکید قرار مىدهد. پرلز (Perls,F. 1973) نیز پذیرش مسؤولیت براى هدایت زندگى خود را مهم ترین ویژگى براى دست یابى به سلامت روان ذکر مىکند.
ونتیز (Ventis, W.L. 1995) سلامت روان را وابسته به هفت ملاک مىداند که عبارتند از:
1- رفتار اجتماعى مناسب.
2- رهایى از نگرانى و گناه.
3- فقدان بیمارى روانى.
4- کفایت فردى و خود مهارگرى.
5- خویشتن پذیرى و خود شکوفایى.
6- توحید یافتگى و سازماندهى شخصیت.
7- گشاده نگرى و انعطاف پذیرى.
الف- " Journal of Social issues (1995)Vol.51, No.2,PP.33-48.
آنچه درمحضر شماست دانشی است درراستای ارتقای وبهبودمناسبات اجتماعی بین اولیا وفرزندان وخودشان ؛ تاجامعه اسلامی مان ازسلامت اجتماعی ،بهداشت روان وسعادت بیشتری بهرمند گردد تااحساس نشاط وشادکامی درآن متبلورگردد با امید به آنکه ، این مجموعه بتواند دورنمایی از دنیای پررمز و راز نوجوانی را برای خوانندگان ترسیم کند و آنان را در اتخاذ شیوه های اصولی در برخورد باآینده سازان و فردا پردازان یاری نماید ، مطالب را پی می گیریم .انشاالله
نوجوانان دلی رقیقتر دارند « رسول اکرم (ص)» هرچند امروز اغلب پدران دغدغه تامین نان خانواده رادارنداما غفلت ازتربیت موجب عوارض جبران ناپذیری می شودکه متاسفانه آسان علاج نمی شودخسارت غفلت ازتزکیه عواقبی چون استعمال سیگار، اعتیاد،بزهکاری،آینده مبهم،فرارازمنزل و الگوپذیری ازافرادناباب جزئی ازبلایای احتمالی است باهمه مشکلات برای درک درست ازدرخواستهای عاطفی خانواده وقت بیشتری باآنها بگذرانید رفع نیازهای عاطفی هم مانند نیازهای زیستی ضروری هستند.
جریان زندگی همانند رودی است که از مبداء تا مقصد ، از کنار سرزمین های مختلف و متنوعی می گذرد و سرانجام به دریا می پیوندد .نوجوانی یا بلوغ نیز یکی از متنوعترین و پیچیده ترین چشم اندازها را در این مسیر طولانی به خود اختصاص داده است .برای همه آنهایی که به نحوی بانوجوانان سروکار دارند ، پاسخ به این سئوال مهم است که چه رفتاری راباید با نوجوانان در پیش بگیرند .
برای دستیابی به اصول صحیح رفتار با نوجوانان ، ابتدا نیازمند شناخت علمی آنها هستیم . که این مرحله ، خود ، کلید حل بسیاری از معضلات دوران نوجوانی است ؛ به عنوان مثال ، بیشتر مربیان ، تغییر و تحولات روحی نوجوان را امری غیرعادی و نگران کننده توصیف می کنند و یا اغلب والدین از « منفی گرایی » ، فرزندان خود رنج می برند و آن را یک حادثه بزرگ و صرفا" مرتبط با خود تلقی می کنند ، حال آن که به اقتضای سن بلوغ ، بیشتر این امور طبیعی و مرحله ای گذرا و موقت است .
لذا با شناخت ابعاد روحی نوجوان ، فضایی که با ابرهای سنگین و تیره ، برروابط نوجوان و دیگران سایه افکنده به روشنی می گراید و واقع بینی ، جایگزین بدبینی شده و حسن تفاهم ، به جای سوء تفاهم براین روابط حاکم می شود .
بی تردید ، شناخت ، همدلی ، می آفریند و در پرتو آن ، می توان به دنیای درون نوجوان نفوذ نمود و صبورانه و مسالمت آمیز به ایجاد دگرگونی همت گماشت و شخصیتی متکی برتفاهم و اطمینان متقابل را بنیان نهاد و استوار ساخت .شناخت اصولی و علمی نوجوانی ، ما را از درمان به پیشگیری هدایت می کند و به مربیان و والدین قدرت پیش بینی ، برنامه ریزی و پیشگیری از مشکلات را می بخشد ، به طوری که دیگر خود را نیازمند درمان و مداوا نمی بینند .
در نوشته های پاپیروس های مصری حدود 4000 سال پیش نسبت به وضع نوجوانان اظهار نگرانی شده است و نیز در قدیمی ترین مطالعاتی که در زمینه نوجوانی به عمل آمده است ، فلاسفه بزرگ یونان جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده اند : از جمله افلاطون در مکالمات خود ، صورتی از تمام مریدان جوان را بیان می کند . دانشمندی مانند ارسطو تغییرات مربوط به بلوغ جنسی را شرح داده.
موریس دبس در سال 1891به دنبال آن ، روسو، نقش بزرگی در تدوین نظریات مربوط به دوران بلوغ ایفا نمود . مجموعه این مطالعات ، با پژوهش های استانلی هال که او را پدر روانشناسی نوجوانی می دانند . پیوند خورد و با انتشار کتاب ( بلوغ ) در سال 1905 به اوج اهمیت خود رسید و سبب پیدایش علمی به نام هبلوژی یا علم به احوال جوانی شد و محققین با اتکا به این علم جدید و جوان به اکتشاف در جهان ناشناخته ای به نام بلوغ پرداختند و نتیجه این تلاشها منجر به این موضوع گردید که قرن بیستم عصر « نوجوانی شناسی علمی » لقب بگیرد .
نوجوانی به حالت و یا جریانی از رشد اطلاق می گردد و از نظر حقوقی به مرحله ای از زندگی که از بلوغ آغاز شده و به کمال خاتمه می یابد را نوجوانی می گویند و برای اکثریت افراد این تعریف صادق است .انتقال از مرحله آخر کودکی را به مرحله بالندگی ( کمال ) در دوره ای از جریان تدریجی به زندگی نوجوانی می گویند که با تحول عمیق در جسم و روان و تخیل زیاد همراه است .
صاحب نظران، دوره نوجوانی را حد فاصل بین کودکی و جوانی می دانند ، نوجوان از یک سو در حال گسیختن پیوندهای خود با دوره کودکی است .خالی از فایده نیست که نظریات بعضی از روان شناسان را در این زمینه ، مرور کنیم .نوجوانی دوره بی سروسامان روحی است . زیرا در این دوره ، فرد نه کودک است و نه بدرستی بالغ شده است . نوجوانی دوران منفی و تشنج است . برخی دیگر این دوره را به دوران طوفان و فشار و یا تولدی جدید تشبیه نموده اند و بالاخره این دوره را نقطه عطف زندگی انسان نام نهاده اند .
سنین 11 تا 18 سالگی را سنین نوجوانی می نامند .بنابر تاثیر برخی عوامل ، دوره بلوغ گاهی زودتر و یا بعضا" دیرتر در نوجوان آغاز می شود که این کیفیت را به ترتیب ( بلوغ زودرس ) و ( بلوغ دیررس ) می نامند .
به عنوان یک واقعیت دوره نوجوانی را باید یک مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی کرد . دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود . نوجوانی یک دوره مهم،نوجوانی یک دوره انتقالی ( برزخی ) نوجوانی یک دوره تغییر ،نوجوانی زمان جستجوی هویت ،نوجوانی یک سن هراس ،نوجوانی زمان آرمان گرایی ،نوجوانی آستانه بزرگسالی ونوجوانی بلوغ قانونی است .
روانی شمار 7صبح سعادت*(سربلندی عدالت وآبادانی درتویسرکان)
ابتدا با توجه به اقدامات انجام شده توسط دولت محترم در زمینه اجرای فاز دوم قانون هدف مندی یارانه ها و نحوه اجرای این قانون که مشکلات عدیده ای را برای تولید، صنعت، کار و کشاورزی به وجود آورده است، قصد داشتم مقاله را با عنوان «اشک و خون» شروع کنم اما از آنجایی که اقدامات انجام شده، نکات مثبتی هم داشته است، لذا نام یادداشت را به «اقتصاد ، قانون و رئیس جمهور» تغییر دادم.
پیش از شروع ، بیان این نکته ضروری است که اگر مجلس شورای اسلامی در جایگاه واقعی خود و نه محلِ حال قرار داشت و اگر نمایندگان محترم به جای مصاحبه و بیان کنایات به وظایف خود عمل و در مقابل کوتاهی، تخطی و دورزدن قانون، چشم فرو نمی بستند، امروز در جایگاه بهتر سیاسی و اقتصادی قرار داشتیم.
نگاهی به صحبت های اخیر جناب آقای دکتر احمد توکلی نماینده برجسته مجلس که اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه را غیر قانونی دانسته اند و یا گفته حجت الاسلام و المسلمین مصباحی مقدم که «اگر رئیس جمهوری تیر را در چله کمان گذاشته و آن را رها کند ما چه کار می توانیم (اجرای فاز دوم یارانه ها) بکنیم؟» نشان می دهد مجلس برغم داشتن ابزار لازم، بضاعت، توان و ظرفیت نظارت بر اجرای قانون را ندارد.
حرکت چرخ و فلکی پیشرفت نیست!
هدفمندی یارانه ها باید در مسیر واقعی و منطقی خود قرار گیرد و از انحراف بیشتر آن جلوگیری شود به نحوی که باور کنیم آسان ترین راه، ممکن است بدترین راه باشد.
بهتر بود دولت پرداخت نقدی یارانه ها را فقط به خانوارهای ضعیف پرداخت می کرد و درآمد حاصل از آنرا با توجه به هدف اجرای قانون در بخش های زیربنایی، کشاورزی صنعت، تولید و بهداشت و درمان هزینه می کرد.
افراد زیادی در کشور هستند که علاقه به موفقیت اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها دارند و حاضرند اگر کارها در مسیر قانونی انجام شود و موجب پیشرفت کشور گردد از آن دفاع کنند. لکن اول باید بدانیم مقصود ما از این قانون چه بوده است؟ اصلا چه هدفی داریم؟
در فاز دوم دوباره شاهدیم که بار دیگر صحبت از پرداخت یارانه نقدی و افزایش مبلغ یارانه هاست این امر باعث می شود که توقعات و انتظارات عمومی بالا رود و چنین به نظر می رسد دولت برنامه جدی و حساب شده ای برای کاهش یا کنترل یارانه های نقدی که موجب بالا رفتن تورم می شود ندارد و همچنان بدون برنامه و فقط دنبال جلب افکار عمومی است.
در صورتی که این روش با توجه به عدم وجود منابع لازم نمی تواند به شرایط اقتصادی کشور کمک کند. اگر بخواهیم با لجبازی و روش های خودپسندانه کارها را به پیش ببریم نباید انتظار رشد و پیشرفت داشته باشیم. باید بدانیم هر حرکتی پیشرفت محسوب نمی شود مانند حرکت چرخ و فلک که دور خود حرکت می کند لکن پیشرفتی ندارد!
نبض صنعت کُند تر شده است
صنعت که چرخ اقتصادی کشور را به حرکت در می آورد نبض اش کُند می زند و دولت به وعده های خود جهت کمک به صنایع عمل نکرده است.
قرار بود براساس قانون 50 درصد حاصل از درآمد اصلاح قیمتها به خانوارها بصورت نقدی و غیرنقدی داده شود و 20 درصد هم برای دولت و 30 درصد برای تولید و حمایت از صنایع جهت جلوگیری از بیکاری و ایجاد اشتغال هزینه شود که متاسفانه قانون به خوبی اجرا نشده است.
صنایع کشور در حال حاضر با مشکل تامین سرمایه، افزایش قیمتهای جهانی،نوسان نرخ ارز، شرایط بد ناشی از تحریم های جهانی، افزایش حقوق و دستمزد، افزایش قیمت مواد اولیه و انرژی مواجه است که منجر به افزایش قیمت تمام شده کالاها و عدم امکان رقابت در بازارهای جهانی گردیده و بیم آن می رود که صنایع و بخش تولید با مشکلات بیشتری مواجه شوند و مشخص است چنانچه خدای ناکرده به تولید و صنایع آسیبی وارد شود که موجب تعطیلی تعدادی از کارخانجات شود چه صدمات غیرقابل جبرانی در بخش اشتغال و ناهنجاریهای اجتماعی پیش خواهد آمد.
مجلس راس امور است یا محلِ حال؟
در اواخر سال قبل علیرغم خواسته دولت ، متاسفانه بازار با افزایش قیمتها مواجه شد و دولت فقط نظاره گر افزایش قیمت و تورم بود. همانند تغییرات نرخ ارز که در بعضی از زمان ها کار از کنترل خارج شد و البته بی تفاوتی و تعلل دولت در نادیده گرفتن آن وضع قابل دفاع نیست.
مشخصاً افزایش قیمت های حامل های انرژی به افزایش سطح قیمت ها و تورم منجر خواهد شد و این امر موجب بالا رفتن قیمت تمام شده خدمات، محصولات و کالاها می شود به طوری که در چند ماهه گذشته کالاهای اساسی و مسکن با افزایش بی رویه قیمت ها مواجه بوده است که این امر مستقیما بر اقتصاد خانوارها تاثیر می گذارد.
چنانچه رئیس محترم مجلس گفته است: «مجلس نگران بخش صنعت و تولید است. البته شیوه فعلی توزیع مدنظر مجلس نبود و مجلس می دانست اگر به این شیوه توزیع شود منجر به تورم خواهد شد لذا حدی برای آن گذاشته بودیم تا به تولید کشور لطمه وارد نشود اما به موقع و به درستی این کار انجام نشد.»
حال سخن این است که آیا مجلس فعلی در راس امور است؟ یا جایی است که باید برویم آن جا حالی بکنیم؟ باید بدانیم جامعه بدون رعایت اخلاقیات و ارزش ها رو به تخریب می رود و آموزش هر حرفه ای به انسان ها بدون ارائه آموزش اخلاقی در اصل تهدید جامعه است. دلسوزان انقلاب اسلامی در سنوات گذشته تذکرات، توصیه ها و راهنمایی های لازم را در زمینه های مختلف انجام داده اند که البته اگر گوش شنوایی بود مجلس محل حال نبود و دولت بی تفاوت!
فعالیت اقتصادی موثر با امانت داری و صداقت میسر است
امروز کشور تشنه فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه گذاری مطمئن است. و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعت گر و همه قشرها، از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند.
اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیاز طلبان و زیاده خواهان پرمدعا انحصارجو طرد نشوند، سرمایه گذار و تولید کننده و کارآفرین، همه احساس نا امنی و نومیدی خواهند کرد.
متاسفانه به این تذکرات نه تنها توجه نشد بلکه با جابجائی یا برکناری مسئولین اقتصادی کشور انجام کارها با مشکلات اساسی مواجه شد و کار به افراد کاردان سپرده نشده و بسیاری از مدیران پاکدست خانه نشین شدند تا با اختلاس بزرگ سه هزار میلیاردی مواجه شویم.
یا زمانی که تذکر داده شد اگر کسی در یک خانواده مریض شد بیش از رنج مریض داری، رنج دیگری نباید داشته باشد، توجه نکردیم تا با بیمار دزدی و وجوه زیرمیزی! مواجه شدیم!
اکنون نیز تذکرات لازم درمورد تولید، کار و حفظ سرمایه ملی بر اساس ضرورت های جامعه داده شده است چنانچه به این امر مهم بازهم توجه نکنیم باید بدانیم برای این ملت به جز اشک و خون چیز دیگری به ارمغان نخواهیم آورد.
چهار پیشنهاد برای حمایت از تولید و سرمایه ایرانی
در حالی که تاکید و رویکرد اجرایی دولت در هدفمندی یارانه ها بر پرداخت و افزایش واریز بوده است و تاکنون در بخش تولید دستاورد قابل بیان و توجهی نداشته است پیشنهادهای زیر برای حمایت از تولید و سرمایه ایرانی که مورد تاکید مقام معظم رهبری است، بیان می شود.
اولاً دولت منابع کافی برای اجرای فاز دوم را ندارد و اگر هم بگوید منابع در اختیار دارد نباید به سمت اجرای آن که موجب افزایش تورم می شود و برای اقتصاد کشور مضر است، برود.
ثانیاً دولت قبل از هر اقدامی می بایست کارگروهی را برای تهیه «کالاهای هدف» جهت مدیریت قیمت ها و نظارت بر بازار بدون دخالت انجام دهد. متاسفانه نظارت های ادوار گذشته منجر به قیمت گذاری و نظارت اقتدارگرانه بر کالاها و بازار شده و اقتصاد کشور را با مشکلات بیشتر مواجه نموده است و دولت همچنان دور باطل تنظیم بازار با رویکرد قیمت گذاری دولتی ادامه می دهد.
ثالثاً باید از دخالت مستقیم دستگاه های دولتی و نیمه دولتی در بازار کالاها و خدمات غیر اساسی جدا جلوگیری شود و از تعیین تعرفه بدون استراتژی مشخص و تن دادن به منافع گروه ها دست برداشت.
رابعاً جهت کارآفرینی و ایجاد اشتغال، تقویت و افزایش تولیدات داخلی و حمایت از صنایع و سرمایه ملی، از واردات کالاها و خدمات فنی خارجی فاقد کیفیت جلوگیری شود.
دولت می خواهد همیشه اول باشد!
مردم از مسئولین اجرائی کشور انتظار دارند به قانون همان طور که قانون گذار تصویب نموده است عمل کنند و عذر و بهانه را کنار بگذارند. اگر مسئول اجرای قانون به قانون عمل نکند مانند پسربچه ای است که در خانه گردو بازی می کرد. مادر بزرگش به او گفت: این بازی رسم و مقرراتی دارد بهتر است بیرون و با دوستانت بازی کنی! پسر جواب داد: نه! من ترجیح می دهم در خانه گردو بازی کنم تا همیشه خودم برنده باشم.
در پایان لازم به یادآوری است دستگاه های نظارتی و قوه قضائیه در اجرای قانون نباید فرقی بین افراد عادی و با نفوذ یا مسئولین اجرای قانون که به قانون احترام نمی گذارند قائل شوند چرا که آن گاه به نظر می رسد برخی در برابر قانون برابرترند!
10. قاچاق ، کالاهای با قیمت پایین واغلب کیفیت کمتر از کالاهای داخلی وقتی به صورت قاچاق و بی رویه وارد بازار می شوند، تولید کننده

داخلی از تولید باز می ماند و سهم بازارش را از دست می دهد.
11. واردات، واردات بی رویه و در مواقعی که تولیدات داخلی کفاف سلیقه و نیازهای مردم را در داخل کشور می دهد،ضربه ای مانند قاچاق به تولید کننده وارد می کند و تولیدکننده را از تولید باز میدارد.
12.کالاهای بی کیفیت، اما باظاهری زیباتر که سهم کالاهای باکیفیت را در بازار تصاحب می کند.
13. رشوه و فساد اقتصادی در محیط های کسب و کار که شفافیت را از بین می برد.
14.تمایل مردم به خرید خارجی. بعضی از مردم کالاهای خارجی را باهر قیمتی به کالای داخلی ترجیح می دهند.
15. مشکلات حمل و نقل. در واقع نظام توزیع که بعد از نظام تولید نقش به سزایی در چرخه ی تولید ایفا می کند با عملکرد درستی داشته باشد.
16.قیمت گذاری غیر منطقی توسط دولت.همانطور که ملاحظه می کنید در موارد ذکر شده ،هم موانع قانونی وجود دارد و هم موانع اجرایی. بنابراین باید به طور همزمان از تمام جهات به رفع موانع پیش رو پرداخت.
دراقدام دیگری که از فعالان اقتصادی راجع به 22 دستگاه مرتبط باتولید و سرمایه گذاری نظرسنجی کردند،فعالان اقتصادی این دستگاهها را از بیشترین عدم رضایت تا کمترین نارضایتی به این ترتیب مشخص کردند:
بیشترین مشکل در ارتباط با بانکهای دولتی بود.نظام مالیاتی رتبه دوم عدم رضایت را داشت.فعالان از تبعیض مالیاتی گله داشتند که شرکتها و تولیدکننده ها مالیات می دهند به صورت یک درصد فروش که ده درصد سود آنها را شامل می شود.اما در مواردی مصرف کننده ها یا اصناف از پرداخت مالیات سر بازمی کنند.
طبق شاخص بانک جهانی،که نحوه شروع به کار،نحوه کسب مجوز،انجام کار و نحوه پایان کارو... را در نظر می گیرد،کشور ما رتبه128 را دارد.طبق شاخص آزادی اقتصادی،رتبه ما 112،بر اساس جمع تورم و بیکاری رتبه28 تا30،طبق شاخص رقابت پذیری اقتصادی، امید اقتصادی و ... رتبه 160 را داریم
رتبه سوم متعلق به سازمان تامین اجتماعی بود.رتبه بعدی دادسراها، که باید ارزان ، سریع و دردسترس باشد.شهرداری ها رتبه بعدی را داشتند که اصناف از برخود آنها ناراضی بودند.و بعد از آن به ترتیب کلانتری ها، اداره برق، سازمان محیط زیست، بانک های خصوصی، بیمه های تجاری، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بازرگانی، اداره ثبت شرکتها، وزارت صنایع و معادن، گمرک واتاق بازرگانی قرار گرفتند.البته وضعیت بسیاری از این دستگاهها به گفته خود فعالان بهبود نسبی یافته است اما آنچه انتظار می رود هنوز محقق نشده و برای رسیدن به محیط مناسب کسب و کار ابتدا باید موانع را برطرف کرد و ارتباط دستگاهها با تولید کننده ها را بهبود داد.استفاده از این نظرسنجی ها گامی است در جهت نیل به اهداف بلند توسعه وحرکت به سوی جهاد اقتصادی.
هفته تربیت بدنی و ورزش
هفته تربیت بدنی همه ساله از 26 مهر تا دوم آبان به منظور آشنایی جامعه با اهمیت و اثرات کاربرد ورزش در زندگی فردی و اجتماعی، اشاعه و توسعه و ترویج ورزش در خانه و خانواده و هدایت و ارشاد جامعه به ورزش های همگانی برگزار می شود. ورزش و فعالیت فیزیکی در سلامت روان نیز مؤثر است. مطالعات نشان می دهد که موارد افسردگی، اضطراب و .... در اثر فعالیت فیزیکی بهبود یافته و ورزش به عنوان یک عالم حمایتی در درمان بیماری روانی پذیرفته شده است. ورزش و فعالیت جسمانی به همراه رژیم غذایی مناسب، عدم استعمال مشروبات الکلی و دخانیات و انجام مراقبت های دوره ای، در پیشگیری از بیماری ها و رسیدن به بالاترین سطح سلامتی و بازدهی اقتصادی و اجتماعی نقش دارند. ورزش های سبک مانند پیاده روی، باعث مصرف انرژی شده و سهم بسیار مهمی در کنترل وزن و کاهش چربی در بدن دارد. همچنین فعالیت فیزیکی سبک و منظم از طریق تقویت کارکردهای ایمنی، باعث افزایش سطح فعالیت سیستم ایمنی در بدن شده و در پیشگیری از سرطان مؤثر میباشد.
* تربیت بدنی از دیدگاه اسلام
«یارب قوعلی خدمتک جوارحی » حضرت علی (ع)
در بینش اسلامی بدن هدیه ای الهی است که بر اساس حسن کرامت آفریده شده است و ظرافت شگفت انگیزی در آفرینش آن به کار برده شده است . مطالعه و تامل در آن موجب افزایش معرفت انسانی نسبت به خداوند متعال می گردد .
امام سجاد (ع) در رساله حقوق می فرماید «بدن تو بر تو حقی دارد . حق آنست که آنرا سالم نیرومند و مقاوم در برابر شداید و سختیها و در کمال نشاط نگهداری .»
در بینش اسلامی ،تربیت و تقویت بدن و آمادگی همه جانبه آن مورد توجه است و در صورتیکه همراه با ذکر و یاد خداوند عین عبادتست .
درخواست سلامت و قوت بدن از خداوند جزو دعای مسلمانان است . در اسلام به مومنان قوی زیستن و با نشاط بودن و برخوردار شدن از سلامتی تن توصیه می شود . از این رو تربیت بدنی باید جزئی از برنامه زندگی و بخشی از مراحل آموزش و پرورش هر مسلمان قرار گیرد . مطالعه تاریخ حیات رسول گرامی (ص) و ائمه اطهار علیهم اسلام و نیز صحابه و تابعین گرانقدر آنان نشان می دهد که آنان به ورزش و تربیت و تقویت بدن خود می پرداختند و در فعالیتهایی از قبیل مسابقه دو ،اسب سواری ،تیر اندازی و شنا شرکت می کردند . ورزش دشمن کسالت و تنبلی و بد حالی و موجب نشاط و شادابی است . رهبران دینی به شدت ما را از تنبلی ،کسالت برحذر داشته اند .
امام صادق (ع) می فرمایند : « تنبلی و کسالت دشمن کار و تلاش است . »
*هدف نهایی تربیت بدنی و ورزش از دیدگاه اسلام تامین سلامت ، بهداشت بدن ، تقویت و رشد آن و در نتیجه حرکت بسوی کمال است .
* فواید ورزش :
اکثر مردم بر این موضوع واقفند که ورزش، بخش مهمی از نحوه زندگی است. ورزش منظم سلامت جسمی و عقلی را حفظ می کند و قادر است، خطر پیدایش بیماری های مزمن را کاهش دهد، امید به بقا را افزایش دهد و کیفیت زندگی را در طول سال های آینده بهبود بخشد . اگر ورزش را جزیی از برنامه روزمره خود نمایید، احتمالاً در خواهید یافت که انرژی بیشتری برای انجام فعالیت های روزانه معمول، (مثل خرید، کار منزل، مراقبت از کودک و باغبانی) دارید.
نداشتن فعالیت بدنی عامل زمینه ساز بسیاری بیماری ها و معلولیت هاست.
این مسئله هر سال باعث 2 میلیون مرگ در دنیا می شود، خطر بیماری های قلبی، دیابت و چاقی را دو برابر می کند، خطر ابتلا به سرطان ها به خصوص سرطان روده بزرگ رو زیاد می کند و باعث زیاد شدن فشار خون، افسردگی و اضطراب می شود در حالیکه فعالیت بدنی منظم حتی در حد متوسط، یکی از ساده ترین راه های حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری های قلبی، دیابت، چاقی و پوکی استخوان است.فعالیت بدنی انرژی را زیاد می کند، کلسترول مضر را در بدن پایین می آورد، به کنترل فشار خون کمک می کند، و در کنار همه این ها ابتلا به سرطان ها به خصوص سرطان روده بزرگ را کم می کند
نگاهی اجمالی به اهمیت ورزش
امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور.
گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، و عده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.
وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تأسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون، رادیو، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزش و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد.
حرکت و جنبش از ویژگی های حیات انسان و دارای انگیزه و ریشه ای در سرنوشت او و عاملی برای رشد و سلامت و نشاط اوست. انسان نیازمند به حرکت و ناگزیر از حرکت است. منع انسان از حرکت نه تنها موجب توقف رشد بلکه سبب افسردگی، بروز رفتار ناهنجار و از دست رفتن شور و نشاط زندگی وی می گردد.
نیاز انسان به حرکت و فعالیت در طول تاریخ اهمیت داشته است. تربیت بدنی و ورزش جزء لاینفک تعلیم و تربیت هر جامعه و همراه با ارزشهای فردی و اجتماعی می باشد و وسیله ای برای رسیدن به سلامت جسمی و روحی نسل جوان ماست.
نباید چنین تصور شود که تربیت بدنی امری بی ارزش و تفننی است؛ برعکس، باید آن را جزء مهمی از زندگی به شمار آورد. مفاهیمی مانند تندرستی، بهداشت، رشد مردمی و اجتماعی و سلامت روحی ارتباط نزدیکی با ورزش و تربیت بدنی دارد.
• اهداف عمده تربیت بدنی در تاریخ زندگی انسان عبارت است از :
حفظ سلامت، تعمیم بهداشت رشد و تقویت قوای جسمی، آمادگی برای فعالیت دفاعی، کسب شادابی و نشاط و میل به موفقیت در وظایف شغلی و حرفه ای.
اهداف فوق تا به امروز با مختصر تغییری در نزد اکثریت جوامع بشری ترغیب می شود و بر حسب ضروریات بر یک یا چند هدف تأکید بیشتری به عمل می آید.
*** و هدف سازمان تربیت بدنی از تعیین هفته ای به نام "تربیت بدنی " پرورش نیروی جسمانی و تقویت روحیه سالم در افراد و توسعه و تعمیم ورزش و هماهنگ ساختن فعالیتهای تربیت بدنی و تفریحات سالم و همچنین ایجاد و اداره امور مراکز ورزشی می باشد .
بنام خالق زیبایی ها
پیامبراکرم(ص)می فرمایند:ازدواج کنید با همسان خود.
این روزها پسران ودختران جوان زیادی باهزاران آمال وآرزو،سختی ومشقت درسدد ازدواج وتشکیل نظام مقدس ومحترم خانه وخانواده می باشند مطالب وموضع های زیر بحثی پیرامون بهداشت روان جهت پیشگیری از اختلاف ها ومسائل ومشکلات بین فردی در تشکیلات جدید که همانا جمع شدن دونفر با همه تفاوتها آشکار ونهان می باشند است.
مشکلات اعضای خانواده ، مشکلات قبل و بعد از ازدواج ، مشکلات اقتصادی ، ناامنی و ....
"چه کسی دراندیشه پیشگیری از طلاق است"
گذرونظری برآمارطلاق هائیکه به فاصله بسیارکمی ازازدواج رخ می دهدبیانگر کدام موضوع یاموضوعات است ؟مگربارها به زوجین اخطاروهشدار نمی دهند که ازدواج وانتخاب همسر کاری کم اهمیت نیست همچون خرید کفش که به آسانی بتوان ازخرید آن پشیمان شد‘ معمولا یکی ازعوامل شیفتگی ودلدادگی به نحوی که اساسا بعد گذشت یک سال از ازدواج این ویژگی حالت عادی می یابد وعوامل دیگری رقم زننده دوام واستحکام خانواده است که احیانا درپاره ای اوقات موردعنایت قرارنمی گیرد، ومگرنه اینکه در مذمت طلاق مطالب وبیانات زیادی مطرح است، پس چراباز طلاق گریبان عده ای را می گیرد؟بنیان ازدواجی که با وزش نسیمی بهم می پیچد نشان از چیست؟
آیا از اساس وپایه اشتباه بنا نشده؟ وعوامل موثر بر ازدواج سطحی نبوده است؟یا واضحتر قدمهای اولیه غلط برداشته نشده است؟ویا ازدواجی مدرن نبوده است(اینترنتی و...)؟ هم سطحی یا کفوییت رعایت شده است؟
ودیگر اینکه انتظارات ازهمدیگر وخانوادها برمبنای واقعیت استوار گرددیده ویا رویا پردازانه وبا آرزوی اصلاح بعد ازازدواج بوده است؟(یا بر اساس بعدا اصلاح می شود )
هرکدام ازاین موارد ومواردی ازاین دست می توانند رقم زننده انفکاک وجدائی زودهنگام باشندویا.....
بدین ترتیب به ذکر برخی آمارها جهت روشنتر شدن مطلب می پردازیم آماری که سال به سال درحال افزایش است،بنحویکه در سال 65برابرهر 340هزارو342ازدواج ،35211طلاق درکشور ثبت شده است.این آمار10 سال بعد یعنی سال75 -479263ازدواج37817طلاق ودر سال 81این روندبا رشدبیشتری مواجه بوده است.درسال 85 این روند با رشد ببیشتری ادامه می یابد به طوری که از22%کاهش ازدواج ولی طلاق 12%رشدمی یابد.بنحویکه 788023مورد ازدواج 94040طلاق ثبت شده است.40%درصد طلاق ها بین سنین 19-26سال و80%آن تا 45سالگی رخ می دهد.همچنین یک مورد بنابرآمارهای رسمی حکایت ازثبت
7طلاق روزانه درهمدان 2419موردطلاق درسال85 شده است که 42موردزیر14سال ومابقی بین 24تا29سال بوده اند،ازدید روانشناسی وجامعه شناختی ،طلاق پدیده ای است اجتماعی که با عوامل زیادی در ارتیاط است یعنی چند وجهی یا چند متغیری است،ازآن جمله علل فرهنگی،اجتماعی ،اقتصادی،روانشناختی،تفاوتهای تربیتی،مذهبی،سیاسی وزیستی قابل اشاره می باشدبطور معمول افزایش طلاق باافزایش ازدواج رابطه نسبتا مثبتی دارداما باکدام نسبت وسمت وسو؟کدام زوج جوان یا خانوادهای آنها کوچکترین احتمال دربروزطلاق رادر جریان ازدواج درذهن خود دارند ویاحتی تصور می کنند؛پس چه می شودکه گاهی قبل از پایان سال اول دربرخی موارد شاهد بروز رعدوبرقهای خانمان سوز میان طرفین هستیم؟وآیاتمام آنانی که زندگی می نمایند کاملا درصلح وصفا می باشند؟احیانا شما هم موافقید که خیر ،(برخی یک عمر درطلاق پنهان سیرمی کنند چرا که بالباس سفید رفته وبایدبسازند وبسوزند تا باکفن بیرون بیاید ویا سالها رنج ومشقت راباخود داشته باشد تا بچها بزرگ شوند خیلی ها می گویند بخاطر بچه ها که باز هرازگاهی دردادگاهای خانواده شاهد جدائی افراد مسن نیز می باشیم